پارت صد و یازده :
بهراد با یه حرکت کوچیک خامه روی پودینگ رو که مثل مغز تزئین کرده بود کمی تکون داد تا حس ترسناک تری به خودش بگیره.
اردوان پیشونیش رو آروم فشار داد.
اردوان_ به خدا که دیوونه خونه است... با غذای عادی که آدم ها می خورن چه مشکلی دارید؟... این چه مسخره بازیه آخه.
مهنا_ ای بابا پسر عمو جان چرا این همه ضد حال میزنی سالاد اولویهت رو بخور انقدر حرف نزن.
بعد در حالی که مهبد نوشابه رو از جلو
مطالعهی این پارت کمتر از ۱۸ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۹۵ روز پیش تقدیم شما شده است.
شکیلا
0چرا از اردوان ترسید🥲طفلک
۳ هفته پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🫠🥹👌
۳ هفته پیشسودا
0چه قدر شناخت اردوان از دلوین قشنگ بود😍
۲ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۲ ماه پیشمریم
0ممنون از نویسنده عزیزم❤️🫂دارم از خوندنش نهایت لذتو میبرم
۳ ماه پیشمائده
0پر از احساسات خوبه
۳ ماه پیشحنانه
0مزخرف تریننننننن کامنتی که دیدم👍👍👍
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍🤍💋
۳ ماه پیشفائزه
0کاش قبل کامنت گذاشتن یه خورده فکر کنید بعد کامنت بذارید
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم بمونی برام قشنگم😍🤍
۳ ماه پیشمریم
1اردوان بی احساس نیست یه اتفاقی باعث شده اردوان سرد بشه و جوری رفتار کنه که انگار اطرافیانش مهم نیستن ولی مهمن،و یه جورایی احساس گناه میکنه و خودشو بابت یه چیزی نبخشیده
۳ ماه پیشسارا 8
0اره منم موافقم که یه همچثن اتفاقی رخ داده
۳ ماه پیشمریم
0خب بنظرت چه اتفاقی افتاده؟
۳ ماه پیشسارا 8
0به نظر من هرچی که هست برمیگرده به وقتی که بچه بودن انگار یه اشتباهی داشته که باعث شده عذاب وجدان تا الان هم گریبان گیرش باشه
۳ ماه پیشمریم
1اره و یه بچه که دلوین پارت های اول در موردش صحبت میکرد
۳ ماه پیشحنانه
0تمام نگرانیم اینه دلویس باباش اردوان یا رادان نباشه😂😂😂😂💔
۳ ماه پیشمریم
0نه منظورم دلویس نبود منظورم اون عکس بچه داخل اتاق اردوانه
۳ ماه پیشحنانه
0اها اونو ک کلا از ذهنم بیرون کردم فعلا براش فکری ندارم😶
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤍✨️
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0قطعا توی اون گذشته یه چیزی رخ داده که اردوان اینطوری شده
۳ ماه پیشمریم
0خب ما باید بگردیم ببینیم چه اتفاقی افتاده
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیشحنانه
3موافقم باهات👍
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
همینطوره عزیزم
۳ ماه پیشSanaz
0اردوان واقعاً استعداد داره تو بدترین لحظه، بدترین جمله رو بگه 😐😂😭😭😭😭😭😭
۳ ماه پیشسارا(منشی کیانا)
0خیلی حالمو گرفت لعنتی😂😂
۳ ماه پیشSanaz
0می تو 😂💔 کاش یه اتفاق دیگه میفتاد🤪
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیشSanaz
0پارت بعدی زود بده ببینیم اردوان پیداش میکنه یا نه 🙇 ♀☹️
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیشSanaz
0صحنه ی دست زیر چونه؟ نگاه؟ ***؟ بعدش: بچه ها رو بفرست خونه آقا انصافه؟ 😭😂
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
بله متاسفانه🤭😂
۳ ماه پیشSanaz
0یعنی آدم می تونه صدای قلب دلوین که خرد شد رو بشنوه.😢😂😂
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیشSanaz
0اون جایی که دلوین فکر کرد الان قراره اردوان ازش تعریف کنه و تو ذهنش جواب آماده کرد، من دقیقاً مردم🥺🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
🤭🤭
۳ ماه پیشپیچک
0وای کیانا جونی رمانت فوق العاده است عشقم یه نفس تا اینجا خوندم عالی بود عالی عالی عزی دلم
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم بمونی برام قشنگم😍🤍
۳ ماه پیشطوطی
1این تغییر رفتار یکهویی دلوین نشون میده قراره یه اتفاق بد بیفته
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
باید دید که قراره چی بشه قشنگم🤭
۳ ماه پیشخلال
0چون زیادی بلده دلوین رو بخونه اردوان کراشم شده😍😄
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍🤍💋
۳ ماه پیشخلال
0این پارت عالی بود چون هم خندیدیم، هم استرس گرفتیم، هم دلوین دوباره رفت تو فاز دل بستگیِ انکا ترکیب طنز + تنش + احساس = دقیقاً نقطه قوت داستان 👌
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم بمونی برام قشنگم😍🤍
۳ ماه پیشنینا
1اون «برو قایم شو، جوگیر نشو» خیلی برادری بود 🥺
۳ ماه پیش
کیانا بهمن زاد | نویسنده رمان
ای جانم😍🤍💋
۳ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

🦢AVAZ GHO🦢
0بازیشون باحال بود 🫠